اين  هم  غزلی از کتاب لحظه هايی در پی آتش و اب

صوفی وارسته حيدری وجودی رح

 

شبچراغ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

گـــــر دهد عشق بــه مــن خلعت شیدایـــی را

 

بـــــه دوعالـــــم ندهـــم رتبــــه رسوایــــی را

 

گــر ببینـــــد قـــــد و بــالای  قیامت خیــــزش

 

نکنـــــد ســـــرو خیـــــال چمـــــن آرایــــی را

 

عاشق صورت خویش است که از خود نگری

 

ســـــاخت آیینـــــــه، دل و جان تماشایـــی را

 

دوجهـــــان جلوه بـــــود مظهــر پیدایـــــی او

 

عشقــــم آموخت چنیــــن جوهـــر بینایـــی را

 

مـــا که چون مــوج و محیطیم جدا ز آغوشت

 

مـرگ خواهیــــم و نخواهیــــم شکیبایــــی را

 

بــــدر کعبــــــه و بتخانــــــه نیـــــــازی دارم

 

دیـــــد تا دیـــــده ام آن جـلوه هر جایـــــی را

 

یـــــوسف گــــم گشته شهر وفـــــا میدانـــــد

 

اثـــــر آه  جگـــــر ســــوز زلیـــخایـــــــی را

 

شمع داغیست که بر تربت مجنون ســـــوزد

 

گــل خود روی مگــــــو لاله صحرایـــــی را

 

به امیـــــدی  که شود جمـع پریشانــــــی ما

 

بــــاز بستیـــــم  بزلفــــی  دل سودایـــــی را

 

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبتاب

درود بر شما دوست گرامی با ذوق و شاعرانه و بينش و خرد بهروزی شما را آرزومندم.

هارون راعون

سلام قطرهء نازنين! از حضورت سبزم کردی. قربان زحماتت که حضرت استاد را اينجا معرفی می کنی. تيلفون من در تاجيکستان: ۰۰۹۹۲۹۳۵۰۱۸۳۰۷ و در کابل وقتی باشم: ۰۷۹۹۷۲۵۹۹۲. سبز باشی عزيز

الحاج محمد ابراهيم زرغون

ارجمند عزيزم ادريس جان قطره! متقابلآ احترامات، محبت هاي دوستانه و بي آلايشانه خدمت شما و فاميل نجيب و فرهنگ پرور شما تقديم ميدارم. همچنان بدين وسيله اخلاص بي شاًيبه و سلام مملو از تمنيات قلبي خويش را به پيشگاه شخصيت والامقام و مرشد عزيز مان جناب محترم حيدري وجودي تقديم داشته طول عمر و سعادت دارين شان را از بارگاه رب الجليل(ج) مسئلت مينمايم. شب هاي متعددي همراه با مرشد مان جناب فضيلت ماًب پير سيد حميدالله آغا در ختم هاي قرآن عظيم الشن و يادبود از مرشد كامل حضرت شيخ عبدالقادر جيلاني(رح) در يازدهم هرماه هجري قمري پاي صحبت هاي عالمانه و معنوي جناب حيدري وجودي صاحب، شرفياب حضور گرم شان بودم كه الحمدالله آموختم. شب گذشته مهمان عزيزي جناب شكيب ميرزا پنجشري شاعر با احساس و عاليقدر داشتم كه توسط ايشان دو جلد مجموعه ً رباعيات و رسالهً در مورد حضرت ابراهيم ادهم نوشته ً محترم وجودي صاحب بدستم رسيد و ذكر خير جناب شان بود. اميد است كه در اين غربت سرا و غائب از نظر جناب شان ، فراموش از دعاي خير شان نشوم. با حرمت

هموطن

با من اينگونه تلخ مينـــــــــگريد زانکه من نيــــز مشـــکلی دارم سينه ام جايگاه نــفرت نيســت بل در اين ســينه من دلی دارم به شمـــا بد نکـــــرده ام هـرگــز من به خود هر چه بود بد کـــرد م

Wafa

This poem is just intoxicating! It overflows with warmth and optimism. Reading it i feel like cuddling myself. Obviously these words come from an enlightened Sufi who enjoys greater inner experiences. I just cant resist comparing him with the other great men of ancient Kabul and Khorasan. He most certainly is a literary link to our previous scholars and poets whose works still stun other civilized nations!

ح. ورسی

سلام دوست گرامی ! شما را به خوانش بخش سوم " حافظ ، اندیشه ورز عصیانگر " دعوت می نمایم. با عرض حرمت.

ح. ورسی

دوست گرانقدر سلام ! "حافظ ورندی " را می توانید در بخش چهارم یادداشتی " حافظ اندیشه ورز عصیانگر " مطالعه فرمایید. با احترام

درياباری

سلام و عرض ادب. چندی دورمانديم از فيض وبرکات عزلهای استاد حيدری وجودی که به همت شما فرهنگيی فرزانه پیکش علاقمندان وادب دوستان شده بود واست . ممنون که ازنشانی جدید وبلگ خبرم کردید . خداوند یارت باد.

مسلمه مسلم

هر آنچه زحمت کشی ها از طرف آقای قطره در زمينه پیرایش و آرایش و معرفی عالیجنابان گردیده قابل تمجید برای آقای ادریس قطره است . ممنون همیشه شاد و سبز باشید . هواخواه شما